محمد رضا واليزاده معجزى

241

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

طورى چوبها را بيرحمانه بر كف پا و انگشتانم مىنواخت كه هردفعه يك تكه گوشت پايم را با ضربات چوب مىكند و به هوا پرتاپ مىكرد و خون از كف و انگشتان پايم جستن مىنمود . قبلا نوشتيم كه مظفر الملك به فراشباشى توصيه كرد كه قبل از چوب بستن مير تيمور خان مراتب را به او اطلاع دهد كه نگذارد ظل السلطان او را به چوب ببندد . فراشباشى هم فردا قبل از احضار مير تيمور خان يك نفر را به دنبال مظفر الملك فرستاد ولى مظفر الملك موقعى رسيد كه مير تيمور خان چوبها را خورده و او را با دوش حمل مىكردند . مشار اليه در نتيجه اين چوبها يك ماه تمام بسترى شد و تحت درمان قرار گرفت . بعد از يك ماه بالاخره بهبودى حاصل كرد و در خلال اين مدت مظفر الملك به مرور ذهن شاهزاده را جهت پذيرفتن پيشنهاد خود آماده ساخته ، وى را موافق مىسازد كه مير تيمور خان تحت نظر شخص مظفر الملك در لرستان اقامت داشته باشد . مير تيمور خان در معيت مظفر الملك به لرستان برمىگردد بالاخره شاهزاده اجازه داد كه مير تيمور خان به مسئوليت مظفر الملك ، نايب الاياله لرستان و خوزستان ، به لرستان مراجعت كند . ولى مشار اليه آزادى كامل نداشت كه به خانه و زندگى خود سرى بزند . اين بود كه زن و بچه مير تيمور خان كه منتسب حاج عالى خان بودند ، به مشار اليه فشار آوردند كه نزد مظفر الملك رفته و موجبات ترخيص مير تيمور خان را فراهم آورد . آزادى مير تيمور خان و دگرگونى اوضاع مظفر الملك بر اثر اصرار مداوم حاج عالى خان بالاخره شرحى به ظل السلطان نوشته و در مورد ترخيص مير تيمور خان از او كسب اجازه مىكند . چون ظل السلطان را عادت آن بود كه به نواب ايالات و ولايات در امر حكومت آزادى و اختيارات كامل مىداد كه هر نحو صلاح مىدانند و مقتضيات محل اجازه مىدهد ، قلمرو حكومت خود را اداره كنند « 1 » او در قبال اعطاء اين اختيارات از آنان مسئوليت هم مىخواست لذا طبق معمول به مظفر الملك پاسخ داد كه به شرط اين‌كه خود نايب الاياله مسئوليت آن را قبول كند . بنابراين مظفر الملك حاج عالى خان را نزد خود طلبيد و به او گفت حضرت اقدس و الا به من اجازه داده‌اند كه اگر صلاح بدانم

--> ( 1 ) . قبلا نوشتيم كه والى پشتكوه با اين‌كه حاضر شد مبلغ كلانى به شاهزاده تقديم كند ، مع‌هذا او رأسا اقدام نكرد و از مظفر الملك نظر خواست .